خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۴۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گهی بر فرش سنبل، گاه بر روی گیا افتمنسیم ناتوانم تا کجا خیزم کجا افتم
۲
نی کلکم ز حسن روی گل، منقار بلبل شدمباد از طرف گلشن دور افتم کز نوا افتم
۳
به هر بانگ سرودی خاطرم آشفته می گرددگلم گویی، که از آمد شد باد صبا افتم
۴
حدیث دام زلفی می کنم، دزدیده دزدیدهدلم را خار خاری هست ترسم در بلا افتم
صفحهٔ ۱ از ۲