خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۴۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نمی گردید کوته رشته معنی، رها کردمحکایت بود بی پایان ، به خاموشی ادا کردم
۲
به لذت بود گر لخت جگر گر پاره دل بودنمک رفت از سخن ، تا با تکلّف آشنا کردم
۳
درین دکان کاسد صد هنر بی یک سبب هیچ استبه مس محتاجم اکنون، گرچه مس را کیمیا کردم
۴
خدنگ جعبه توفیق امشب در کمانم بودغزالم در نظر بسیار خوب آمد خطا کردم
صفحهٔ ۱ از ۳