شعر را زندگی کن
خلوتی با نظیری نیشابوری

شمارهٔ ۴۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما قلم در آتش و دفتر در آب افکنده‌ایمهرچه با آن خواهشی هست از حساب افکنده‌ایم
۲
شب که در مستی سراغ کلبهٔ ما کرده‌ایجای غم شادی، برون از اضطراب افکنده‌ایم
۳
کوی جان معمورتر داریم، از بازار دلراه سلطان را به عمدا بر خراب افکنده‌ایم
۴
ما گرفتاران بیدل، هرکجا نالیده‌ایملرزه بر عرش از دعای مستجاب افکنده‌ایم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth