خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۴۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زین غم نه گریه آید و نی ناله برکشمسخت است حال مشکل اگر تا سحر کشم
۲
غایب نگشته از نظر از پا درآمدممن آن نیم که رنج فراق سفر کشم
۳
آن بلبل ندیده بهارم که انتظاردر آشیان ز کوتهی بال و پر کشم
۴
بدخوی خانهزادم و مغرور خدمتممعذورم ار ز امر تو یک بار سرکشم
صفحهٔ ۱ از ۲