شعر را زندگی کن
خلوتی با نظیری نیشابوری

شمارهٔ ۴۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به تمنای غلط بر همه کس میر شدیمبدر از خانه نرفتیم و جهانگیر شدیم
۲
آخر عمر به سودای نوی افتادیمهوس و حرص جوان گشت اگر پیر شدیم
۳
مه کله گوشه پی خدمت ما می شکندکه سرافراز به اندازه تقصیر شدیم
۴
اشک تلخ و جگر شور ز ما پرس که جیستطفل بودیم که باز از شکر و شیر شدیم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth