شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۲۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا به رخسار تو نگه کردمعیش بر خویشتن تبه کردم
۲
تا ره کوی تو بدانستمبر رخ از خون دیده ره کردم
۳
تا سر زلف تو ربود دلمروز چون زلف تو سیه کردم
۴
دست بر دل هزار بار زدمخاک بر سر هزار ره کردم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth