شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۲۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای چهرهٔ تو چراغ عالمبا دیدن تو کجا بود غم
۲
شد خلد به روی تو سرایمبی روی تو خلد شد جهنم
۳
ای شمسهٔ نیکوان به خوبیچون تو دگری نزاد ز آدم
۴
کوی تو شدست باغ عشاقباریده بر او ز دیده هانم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth