شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۲۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از پی تو ز عدم ما به جهان آمده‌ایمنز برای طرب و لهو و فغان آمده‌ایم
۲
عشق نپذیرد هستی و پرستیدن نفسما ازین معنی بی نام و نشان آمده‌ایم
۳
تا کی از نسبت بی اصل همی لاف زنیمکز غرور خود بی خود به زبان آمده‌ایم
۴
مانده در بند زمانیم و زمان ما را نهدر مکانیم نه از بهر مکان آمده‌ایم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth