خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۲۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما کلاه خواجگی اکنون ز سر بنهادهایمتا که در بند کلهدوزی اسیر افتادهایم
۲
صد سر ار زد هر کلاهی کو همی دوزد ولیکما بهای هر کله اکنون سری بنهادهایم
۳
او کلاه عاشقان اکنون همی دوزد چو شمعما از آن چون شمع در پیشش به جان استادهایم
۴
بندهٔ او از سر چشمیم همچون سوزنشگرچه همچون سرو و سوسن نزد عقل آزادهایم
صفحهٔ ۱ از ۳