خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خاکساری شده سرمایه آسودن ماصندل دردسر ماست همین سودن ما
۲
قدر ما تشنه کاهیدن خویش است، بگوخاکساری نکند سعی در افزودن ما
۳
ننشستیم دمی از تک و پو بهر معاشنشود همچو نفس فرصت آسودن ما
۴
مردم از حسرت گنجی، که ز بس گمنامیغم دنیا نشود باخبر از بودن ما
صفحهٔ ۱ از ۲