خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۱۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پاسبان گنج ایمانی، مرو ای دل به خوابمصحف یاد حقی، خود را مکن باطل به خواب
۲
با گرانباری درین تن پای تا سر غفلتیرفته یی ای لاشه جان، در میان گل به خواب
۳
در ثمر بستن که میباید بجان استادگیگشته یی ای نخل آزاد این قدر مایل به خواب
۴
نیم عقلی از سبک عقلی به خود داری گمانمیکنی آن را هم از تن پروری زایل به خواب
صفحهٔ ۱ از ۳