خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۱۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یک نظر غافل نمیگردند از پاس حیاتاهل دل را زآن نمیباشد بدنیا التفات
۲
حاضر دم باش کاین نفس دغل بسیار کسبرده است و تشنه بازد آورده از آب حیات
۳
غم گواراتر بود آزادگان را از سرورآب تلخی بید را باشد به از آب نبات
۴
گشته بر ما زهر آب زندگی از یاد مرگلذتی شاید بریم از عمر خود بعد از وفات
صفحهٔ ۱ از ۳