شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۲۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشم روشن بادمان کز خود رهایی یافتیمدر مغاک خاک تیره روشنایی یافتیم
۲
گرچه ما دور از طمع بودیم یک چندی کنوناز قناعت پایگاه پادشایی یافتیم
۳
ما ازین باطل خوران آشنا بیگانه‌وارپشت بر کردیم و با حق آشنایی یافتیم
۴
هرگز از بار حسد خسته نگردد پشت ماکز «قل الله ثم ذرهم» مومیایی یافتیم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth