خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۱۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دور از تو، همدمم غم و اندوه و محنت استدر دیده ام سواد وطن، شام غربت است
۲
در دوزخم، بجرم جدایی ز خدمتتبرمن شب فراق تو، روز قیامت است
۳
بی هم زسنگ تفرقه یی تا نگشته ایدباهم بسر برید عزیزان، غنیمت است
۴
ابنای روزگار، نبینند روی هماز بسکه در میان همه را گرد کلفت است
صفحهٔ ۱ از ۲