شعر را زندگی کن
خلوتی با واعظ قزوینی

شمارهٔ ۱۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سر سبزی دل، به زهر درد استروسرخی عشق، رنگ زرد است
۲
چیزی که گرفته خاطر مااز نعمت روزگار، درد است!
۳
تا هست نفس، غبار غم هستتا می وزد این نسیم، گرد است
۴
گفتن سخن نگفتنی راآواز شکست قدر مرد است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth