شعر را زندگی کن
خلوتی با واعظ قزوینی

شمارهٔ ۱۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر قدر نیکی بود پوشیده تر، نیکوتر استپا نهاد از جاده چون بیرون، زن بی چادر است
۲
دور نبود جنگجو سازد غرور زر تراغنچه با مشت گره، پیوسته از مشتی زر است
۳
نقص شاهان نیست خود کار جهان بردن براهدر حقیقت بادبان هم پای کشتی، هم سراست
۴
زنگ غفلت، کی شود پاک از دل چون آهنتکار تو چون زنگ آهن، روز و شب خواب و خور است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth