شعر را زندگی کن
خلوتی با واعظ قزوینی

شمارهٔ ۱۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از بهر دو نان، منت دونان چه ضرور استهر روز دو صد مرگ به یک جان، چه ضرور است
۲
از شوق تو، نعل لب نان است در آتشدر تب چو تنور از غمش ای جان چه ضرور است
۳
آن را که نهادند به سر تاج قناعتبستن کمر خدمت سلطان چه ضرور است
۴
تا جمع شود یک دو سه دینار حرامتدیدن همه شب خواب پریشان چه ضرور است؟
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth