خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۱۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سجده پیش هر بتی کفر است،یک جانان بس استهر دلی را یک غم و، هر جسم را یک جان بس است
۲
نیست نقشی خانه آیینه را، بهتر ز عکسخانه اهل صفا را، زینت از مهمان بس است
۳
آرزو داری گر اسباب مرصع داشتنبر جگر زین آرزوها، گوهر دندان بس است
۴
چند سرگردان به گرد خوان دنیا چون مگس؟زندگی گر باشدت روزی ترا یک نان بس است
صفحهٔ ۱ از ۳