شعر را زندگی کن
خلوتی با واعظ قزوینی

شمارهٔ ۱۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دگر بجای رخ ساده، لوح ساده بس استز خجلتت، بکف آیینه جام باده بس است
۲
کمان جور، بآذار خلق زه بستنکنون گذشته، خدنگ قدت کباده بس است
۳
بدعوی سخن و دلبستگی بجهانلب گشاده چه حاجت؟ درگشاده بس است
۴
گذاشتن ز هوس، عمر خویش بر سر مالکشیدن این همه نقصان پی زیاده بس است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth