شعر را زندگی کن
خلوتی با واعظ قزوینی

شمارهٔ ۱۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز امشب ناوک آن غمزه بر ما پرکش استدر لب لعلش، تکلم چون نمک در آتش است
۲
نیست ناخوش، هرچه آید از خوش و ناخوش ز دوستخوش نبودن با خوش و ناخوش، ز مردان ناخوش است
۳
غیر دم سردی نمی بینم ز ابنای زمانگر کسی دارد زبان گرم امروز، آتش است
۴
یک نگاه عجز بر دشمن، به است از صد کمندیک دل پر آه در پهلو، به از صد ترکش است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth