شعر را زندگی کن
خلوتی با واعظ قزوینی

شمارهٔ ۱۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گردباد از خودنمایی، روز وشب پا درگلستجاده را ز افتادگی سر در کنار منزل است
۲
برگ گل از خاکساری گشته خود سر در چمندر بیابان خاربن، از سرکشی پا در گل است
۳
بسکه طومار سخن پیچیده در دل مانده استتا رها گردیده از دست زبانم، در دل است
۴
کافرم گر در دو عالم غیر او دارم کسیدر قیامت اوست خونخواهم که اینجا قاتل است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth