خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۱۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا عکس گل روی تو در چشم تر ماستدامان پر از خون شده، باغ نظر ماست
۲
شبها که بود در نظر آیینه رویتبیرون شدن جان ز تن، آه سحر ماست
۳
فرخنده همای فلک همت خویشیمافشاندن دامن ز جهان، بال و پر ماست
۴
پامال شدن، میدهد آخر بر دولتپا بر سر ما هر که نهد، تاج سر ماست
صفحهٔ ۱ از ۲