شعر را زندگی کن
خلوتی با واعظ قزوینی

شمارهٔ ۱۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
این درهم و دینار، که چشم تو بر آن استهر یک بره حادثه، چشمی نگران است
۲
نظاره ما نیست، جز از دیده عبرتفصل گل ما خسته دلان، فصل خزان است
۳
تا اول عمر است، بیا بار ببندیمبالیده شود میوه نخلی که جوان است
۴
در بردن جان، مرگ شتابان و، تو غافلدرد تو سبک خیز و، ترا خواب گران است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth