خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۱۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا کی غم معاش خورم؟ وقت بندگی استمردم ز فکر زندگی ای دل چه زندگی است
۲
باشد برو ز هر نفسی تازیانه ییزان باد پای عمر توگرم دوندگی است
۳
بر سر بود نشیمن گل، از شکفتگیدر پای جای خار مدام از گزندگی است
۴
دست سخاست، پایه معراج برتریجای سحاب، بر سر خلق از دهندگی است
صفحهٔ ۱ از ۲