خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۱۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خاطرت چون رم کند از هر دو عالم، رام اوستتا ز هستی کندهای دل را، نگین نام اوست
۲
تا به فکر خویش افتادیم، صید او شدیمهر به خود پیچیدن ما، حلقهای از دام اوست
۳
یاد او در خاطرم آسوده نتواند نشستبیقراریهای عاشق، بستر آرام اوست
۴
عذرخواهیهای لطفش از دلم بیرون نبرداین چه دلچسبی است با شیرینی دشنام اوست
صفحهٔ ۱ از ۲