خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۱۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم بگشا سرو آزادم، ببین احوال چیست؟گوش کن یک لحظه فریادم، ببین احوال چیست؟
۲
با وجود اینکه دارم لنگری چون درد تودل تپیدن داد بر بادم، ببین احوال چیست؟
۳
با وصالت بی نیاز از زندگی بودم کنونمیرسد مردن بفریادم، ببین احوال چیست
۴
گاه در صحرا و گه در کوه می سازم وطنگاه مجنون، گاه فرهادم، ببین احوال چیست؟
صفحهٔ ۱ از ۳