شعر را زندگی کن
خلوتی با واعظ قزوینی

شمارهٔ ۱۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
درد رنجوران تو، درمان چه می‌داند که چیست؟شام مهجوران تو، پایان چه می‌داند که چیست
۲
شور مجنون ترا، صحرا نباشد احتیاجآتش جانسوز دل، دامان چه می‌داند که چیست؟!
۳
خون مرده، هرگز از نشتر نگردد باخبرمرده‌دل آن جنبش مژگان چه می‌داند که چیست
۴
از سراب خودنمایی، دل ترا خورده است آبزهد خشکت، دیده گریان چه می‌داند که چیست؟
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth