خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۲۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بشکفان چون غنچه، چشم از خواب در بستان صبحجام هشیاری بکش در بزم گلریزان صبح
۲
در ته خاکستر شب، همچو اخگر تا به کی؟شعلهور کن آتش سوز دل از دامان صبح
۳
همچو شکر آب شو در شیر نور صبحگاهتا به کام دل رسی از فیض بیپایان صبح
۴
گل ز فیضش، گوهر شبنم به دامن میبرددامنی پر کن تو نیز از ریزش احسان صبح
صفحهٔ ۱ از ۵