خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۲۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سخن تا پخته نبود کی پسند خاص و عام افتد؟نگیرد کس ز خاک آن میوه یی کز نخل خام افتد؟
۲
بتلخ و شور گیتی صبر کن، خواهی گر آزادیکه بهر آب شیرین، ماهی دریا بدام افتد
۳
به گمنامی بساز و آبروی خود مده از کفعقیق از آب و رنگ خویشتن از بهر نام افتد
۴
به عقل خویش گو خندد، بروز خویش گو گریدبه رنگ شیشه می هرکه از دنبال جام افتد
صفحهٔ ۱ از ۲