خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۲۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون بهله بصید دلم آن مست برآردنی بهله، بتاراج جهان دست برآرد
۲
در خانه آن چشم نگاهش متواریستاین خونی دل را که از آن بست برآرد
۳
هردم که ز راهش برد آیینه بخانهاز باده دیدار، سیه مست برآرد
۴
چون بوی گل آن شوخ چو از پرده برآیدهر راز که در پرده دل هست برآرد
صفحهٔ ۱ از ۲