شعر را زندگی کن
خلوتی با واعظ قزوینی

شمارهٔ ۲۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به درویشان فسون جاه و دولت درنمی‌گیردکلاه پادشاهی گر دهندم، سر نمی‌گیرد
۲
به ملک و مال، نتواند کسی از مرگ جان بردناجل تا می‌رسد، جان می‌ستاند، زر نمی‌گیرد
۳
کسی کز بار منت پشت غیرت خم نمی‌سازدگر اندازند در پایش جهان را، برنمی‌گیرد
۴
کدورت نیست هرگز از جهان روشن‌نهادان راچو اخگر، شعله هرگز گرد خاکستر نمی‌گیرد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth