خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۲۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو حرف دانه خالش، قلم مذکور میسازدورق را گریهام افشان چشم مور میسازد
۲
به این نسبت که دارد آشنایی با لب لعلشنمک، با زخم من، چون مرهم کافور میسازد
۳
اگر از لذت شهد لب خود باخبر گرددلب خود را به دندان خانه زنبور میسازد
۴
شود از عزل طبع ظالم معزول ظالمترکمان را زه گرفتن، بیشتر پرزور میسازد
صفحهٔ ۱ از ۲