خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۲۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دشمن چو ریزشی دید، زو شور و شر نخیزدجایی که آب پاشی، زآن گرد برنخیزد
۲
با درد عشق یکجا، عشق جهان نگنجدیک ناله بشوری، از نیشکر نخیزد
۳
چون دل شکست، از وی ناید سخن طرازیاز کاسه شکسته، آواز برنخیزد
۴
در خشم نیک ذاتان، بیم ضرر نباشدآری زآتش گل، هرگز شرر نخیزد
صفحهٔ ۱ از ۲