خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۲۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
الهی تا جهان باشد، شه ما کامران باشدبگیتی حکم او چون آب احسانش روان باشد
۲
سپهر سست تا برپاست، دست او قوی گرددجهان پیر تا برجاست، بخت او جوان باشد
۳
زلال لطف او جاری، نشان تا هست از حاجتخدنگ حکم او کاری، ز گیتی تا نشان باشد
۴
فلکسان دوستش، بر اوج عزت تا زمین پایدزمین وش دشمنش پامال غم، تا آسمان باشد
صفحهٔ ۱ از ۲