شعر را زندگی کن
خلوتی با واعظ قزوینی

شمارهٔ ۳۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اهل دنیا، بسکه در دل حسرت زر داشتندعاقبت مردند تا دل از جهان برداشتند
۲
تاجدارانی کزیشان رفت بس سرها ببادعاقبت رفتند بر بادی که بر سر داشتند
۳
شد ز پیری مو سفید و، رفت بینایی ز چشمصبح چون گردید روشن، شمع را برداشتند
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth