شعر را زندگی کن
خلوتی با واعظ قزوینی

شمارهٔ ۳۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حرفی اگر بعاشق بیتاب میزندشرمش تپانچه بر گل سیراب میزند
۲
یک چشم دیده است در آیینه خویش رابر چهره اش هنوز عرق آب میزند
۳
کرده است چشم مست تو میخانه ها خرابساغر بطاق ابروی محراب میزند
۴
تابد چو ماه عارض او از نقاب شبآتش رخش بخرمن مهتاب میزند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth