خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۳۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آنچه از آه ستمکش، بستم کیش رودرحم بر شه کنم، ار ظلم بدرویش رود
۲
شود آبادی کشور ز زیادیها کمپس رود دولت، چندانکه ستم پیش رود
۳
اعتبار دگر امروز منافق خو راستدو زبان گشته قلم، تا سخنش پیش رود
۴
بردر دل ز تأمل بنشان دربانیتا بلب حرف نیارد، بسر خویش رود
صفحهٔ ۱ از ۲