خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۳۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همچنان کز خطش آن خال نهان پیدا شوددر میان حرف، گاهی آن دهان پیدا شود
۲
ابروش در عشوه شد از حرف ناصح سخت تروقت سرما بیشتر زور کمان پیدا شود
۳
میشود روشن چراغم، آن زمان کاین جسم زارچون شرر از زیر سنگ کودکان پیدا شود
۴
میدهند اسباب شادی، غم چو میگیرد کمالچون چمن پژمرده گردد، زعفران پیدا شود
صفحهٔ ۱ از ۳