خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۳۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر بود در پیش مهمان، نعمت الوان لذیذنیست در کام کرم، جز خوردن مهمان لذیذ
۲
در مذاقم تا شدم از زهر فرقت تلخ کامهیچ نعمت نیست چون جمعیت یاران لذیذ
۳
هست حرف تند ناصح تلخ بر بیحاصلانپیش صاحب کشت باشد تندی باران لذیذ
۴
بی گرفتن فی المثل دادن میسر گر شدیدر مذاق اهل حاجت، میشدی احسان لذیذ
صفحهٔ ۱ از ۳