خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۳۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قد خمید، از دیدن روها، به پشت پا بسازباعصا، دیگر بیاد قامت رعنا بساز
۲
سرخی رخ گشت زردی، چون ورق گرداند عمربعد ازین از روبه پشت این گل رعنا بساز
۳
میبرد امروز و فردا وارثش همراه مالیک دو روزی نیز ای دل، با غم دنیا بساز
۴
روی دست جوهری، از بهر تاج زر مخورتا توانی ای گهر، با شورش دریا بساز
صفحهٔ ۱ از ۳