خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۳۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر نباشد بیش ای دل سیم و زر، با کم بسازبا سر بیدرد سرکن، با دل بیغم بساز
۲
با چه خواهم خورد امشب، یک دو شب هم صبر کنبا چه خواهم ساخت فردا، یک دو روزی هم بساز!
۳
با نگاه خشک، عمری ساختی از بی غمیچشم من، یک چند، هم با دیده پرنم بساز
۴
نیست غیر از حسرت یک آه حسرت در دلمپر مکن تعجیل، با من ای نفس یک دم بساز
صفحهٔ ۱ از ۲