خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۴۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بس است خواب، دگر چشم من ز جا برخیزز دست عمر شدت، عمر من بپا برخیز
۲
گشاده درگه فیض حکیم خسته دلانتوهم بجوی پی درد خود دوا، برخیز
۳
ترا که بهر سفر، توشه پختن است ضرورنگشته تا که خموش آتش بقاء برخیز
۴
رهت بخانه تاریک مرگ خواهد بودبده چراغ دل خویش را ضیا، برخیز
صفحهٔ ۱ از ۲