خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۴۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زردرو چون خوشه، بهر روزی فردا مباشهمچو گندم چین پیشانی ز سر تا پا مباش
۲
پشت غیرت خم ز بار منت دونان مکنگو بنای تن به امداد عصا برپا مباش!
۳
دیده از عالم بپوش و، روی دلگیری مبینآشنایی با خدا کن، یک نفس تنها مباش
۴
هیچ درد بی دوا، چون صحبت ناجنس نیستتا توانی یک نفس با خویش در یک جا مباش
صفحهٔ ۱ از ۲