شعر را زندگی کن
خلوتی با واعظ قزوینی

شمارهٔ ۴۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نگین خاتم دلهاست در دندانشچکیده جگر خون ماست مرجانش
۲
کنند کسب جفا، عضو عضو او از همنگاه کرده بابرو خمیده مژگانش
۳
بخود همیشه کمانش کشیده میخواهمز رشک اینکه مبادا رود بقربانش
۴
از آن چو زلف سیاهش بخود می پیچمکه دست طره چرا میرسد بدامانش؟!
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth