خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۴۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نشود عاشق از فغان خاموشکار دریا بود همیشه خروش
۲
سخن از عشق، پخته میگرددآب دایم خورد ز آتش جوش
۳
کی شوی بزم شاه را قابل؟نشوی تا ز اشک گوهر پوش
۴
نتوانی گریختن زین تنبسکه تنگت کشیده در آغوش
صفحهٔ ۱ از ۳