خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۴۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نبود دعا فلک سیر، الا بپای اخلاصاین نخل کی کشد سر، جز در هوای اخلاص
۲
در کشور سعادت، فرمانرواست بر نفسآن را که سایه افگند، بر سر همای اخلاص
۳
هر سو ز بحر طاعت، صد موجه از غرض هاستنبود نجات ممکن، بی ناخدای اخلاص
۴
در رسته جزا نیست، جا رشته قبولش؛تا گوهر عمل را، نبود بهای اخلاص!
صفحهٔ ۱ از ۲