خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۴۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کسی ز خلق نباشد، چو خسروان قانعکه گشته اند بدنیا، ز ترک آن قانع؟!
۲
زدست طعنه مجنون، چه سان رهد عقل؟!که شد بسقف گل، از سقف آسمان قانع
۳
خورد بنانخورش عزت قناعت نانکسی که گشته ز دنیا به نیم نان قانع
۴
بصدر خانه ء دلها همیشه جا داردشود ز صدر کسی گر بآستان قانع
صفحهٔ ۱ از ۲