شعر را زندگی کن
خلوتی با واعظ قزوینی

شمارهٔ ۴۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روشنایی از شب وصل تو اندوزد چراغسوختن از آتش هجر تو آموزد چراغ
۲
گر چراغ چهره ها از غازه میگیرد فروغغازه از گلگونی رنگ تو افروزد چراغ
۳
نام رویش گر برم، تا شام کاهد آفتابور ز رنگش دم زنم، تا صبحدم سوزد چراغ
۴
خودنمایی حسن را، در پرده کردن خوشتر استجامه از فانوس از آن بر خویشتن دوزد چراغ!
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth