شعر را زندگی کن
خلوتی با واعظ قزوینی

شمارهٔ ۴۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عهد شباب رفت و، نشد هیچ کار حیف!دست طلب نچید گلی زین بهار حیف!
۲
عمر دراز رفت و، نشد فکر توشه ییاز دست شد طناب و، نبستیم بار حیف!
۳
با این سیاه رویی و آلوده دامنیرفتیم همچو سیل ازین کوهسار حیف!
۴
داریم چشم گریه ز یاران بروز مرگما خود بروز خود نگرستیم زار حیف!
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth