شعر را زندگی کن
خلوتی با واعظ قزوینی

شمارهٔ ۴۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باین افتادگیها، مرد میدان دلیرانمسراپا از شکستم پر، ولی زنجیر شیرانم
۲
گریزان آنچنانم از میان مردم عالمکه وحشت میکنم تا درمیان گوشه گیرانم
۳
بهر کس خویش را بندم، نسازد هفته یی بامنتو گویی از سیه بختی، خضاب موی پیرانم
۴
بشمعی خانه فانوس روشن شد، عجب نبودکند گر یاد او از جمله روشن ضمیرانم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth